-
غزل شمارهٔ ۱۰۴
پنجشنبه 14 خردادماه سال 1394 14:21
خبر کن ای ستاره یار ما را که دریابد دل خون خوار ما را خبر کن آن طبیب عاشقان را که تا شربت دهد بیمار ما را بگو شکرفروش شکرین را که تا رونق دهد بازار ما را اگر در سر بگردانی دل خود نه دشمن بشنود اسرار ما را پس اندر عشق دشمن کام گردم که دشمن مینپرسد کار ما را اگر چه دشمن ما جان ندارد بسوزان جان دشمن دار ما را اگر گل بر...
-
غزل شمارهٔ ۱۰۳
پنجشنبه 14 خردادماه سال 1394 14:21
دل و جان را در این حضرت بپالا چو صافی شد رود صافی به بالا اگر خواهی که ز آب صاف نوشی لب خود را به هر دردی میالا از این سیلاب درد او پاک ماند که جانبازست و چست و بیمبالا نپرد عقل جزوی زین عقیله چو نبود عقل کل بر جزو لالا نلرزد دست وقت زر شمردن چو بازرگان بداند قدر کالا چه گرگینست وگر خارست این حرص کسی خود را بر این...
-
غزل شمارهٔ ۱۰۲
پنجشنبه 14 خردادماه سال 1394 14:21
سلیمانا بیار انگشتری را مطیع و بنده کن دیو و پری را برآر آواز ردوها علی منور کن سرای شش دری را برآوردن ز مغرب آفتابی مسلم شد ضمیر آن سری را بدین سان مهتری یابد هر آن کس که بهر حق گذارد مهتری را بنه بر خوان جفان کالجوابی مکرم کن نیاز مشتری را به کاسی کاسه سر را طرب ده تو کن مخمور چشم عبهری را ز صورتهای غیبی پرده بردار...
-
غزل شمارهٔ ۱۰۱
پنجشنبه 14 خردادماه سال 1394 14:20
غزل شمارهٔ ۱۰۱ بسوزانیم سودا و جنون را درآشامیم هر دم موج خون را حریف دوزخ آشامان مستیم که بشکافند سقف سبزگون را چه خواهد کرد شمع لایزالی فلک را وین دو شمع سرنگون را فروبریم دست دزد غم را که دزدیدست عقل صد زبون را شراب صرف سلطانی بریزیم بخوابانیم عقل ذوفنون را چو گردد مست حد بر وی برانیم که از حد برد تزویر و فسون را...
-
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳
پنجشنبه 14 خردادماه سال 1394 12:28
چه چیزست آنک عکس او حلاوت داد صورت را چو آن پنهان شود گویی که دیوی زاد صورت را چو بر صورت زند یک دم ز عشق آید جهان برهم چو پنهان شد درآید غم نبینی شاد صورت را اگر آن خود همین جانست چرا بعضی گران جانست بسی جانی که چون آتش دهد بر باد صورت را وگر عقلست آن پرفن چرا عقلی بود دشمن که مکر عقل بد در تن کند بنیاد صورت را چه...
-
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲
پنجشنبه 14 خردادماه سال 1394 12:24
بهار آمد بهار آمد سلام آورد مستان را از آن پیغامبر خوبان پیام آورد مستان را زبان سوسن از ساقی کرامتهای مستان گفت شنید آن سرو از سوسن قیام آورد مستان را ز اول باغ در مجلس نثار آورد آنگه نقل چو دید از لاله کوهی که جام آورد مستان را ز گریه ابر نیسانی دم سرد زمستانی چه حیلت کرد کز پرده به دام آورد مستان را سقاهم ربهم...
-
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱
پنجشنبه 14 خردادماه سال 1394 12:24
هلا ای زهره زهرا بکش آن گوش زهرا را تقاضایی نهادستی در این جذبه دل ما را منم ناکام کام تو برای صید و دام تو گهی بر رکن بام تو گهی بگرفته صحرا را چه داند دام بیچاره فریب مرغ آواره چه داند یوسف مصری نتیجه شور و غوغا را گریبان گیر و این جا کش کسی را که تو خواهی خوش که من دامم تو صیادی چه پنهان صنعتی یارا چو شهر لوط...
-
حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱
چهارشنبه 13 خردادماه سال 1394 19:04
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها به بوی نافهای کاخر صبا زان طره بگشاید ز تاب جعد مشکینش چه خون افتاد در دلها مرا در منزل جانان چه امن عیش چون هر دم جرس فریاد میدارد که بربندید محملها به می سجاده رنگین کن گرت پیر مغان گوید که سالک بیخبر نبود ز راه و رسم منزلها شب تاریک و...
-
نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده
چهارشنبه 13 خردادماه سال 1394 19:02
ای جهان دیده بود خویش از تو هیچ بودی نبوده پیش از تو در بدایت بدایت همه چیز در نهایت نهایت همه چیز ای برآرنده سپهر بلند انجم افروز و انجمن پیوند آفریننده خزاین جود مبدع و آفریدگار وجود سازمند از تو گشته کار همه ای همه و آفریدگار همه هستی و نیست مثل و مانندت عاقلان جز چنین ندانندت روشنی پیش اهل بینائی نه به صورت به...
-
بخش ۷ - در نصیحت فرزند خویش محمد
چهارشنبه 13 خردادماه سال 1394 18:57
ای پسر هان و هان ترا گفتم که تو بیدار شو که من خفتم چون گل باغ سرمدی داری مهر نام محمدی داری چون محمد شدی ز مسعودی بانک برزن به کوس محمودی سکه بر نقش نیکنامی بند کز بلندی رسی به چرخ بلند تا من آنجا که شهر بند شوم از بلندیت سر بلند شوم صحبتی جوی کز نکونامی در تو آرد نکو سرانجامی همنشینی که نافه بوی بود خوبتر زانکه یافه...
-
بخش ۶ - ستایش سخن و حکمت و اندرز
چهارشنبه 13 خردادماه سال 1394 18:55
آنچه او هم نوست و هم کهن است سخن است و در این سخن سخن است ز آفرینش نزاد مادر کن هیچ فرزند خوبتر ز سخن تا نگوئی سخنوران مردند سر به آب سخن فرو بردند چون بری نام هر کرا خواهی سر برآرد ز آب چون ماهی سخنی کو چو روح بیعیب است خازن گنج خانه غیب است قصه ناشینده او داند نامه نانبشته او خواند بنگر از هرچه آفرید خدای تا ازو جز...
-
بخش ۵ - دعای پادشاه سعید علاء الدین کرپ ارسلان
چهارشنبه 13 خردادماه سال 1394 18:55
ای دل از این خیال سازی چند به خیالی خیال بازی چند از سر این خیال درگذرم دور به ز این خیالها نظرم آنچه مقصود شد در این پرگار چار فصل است به ز فصل بهار اولین فصل آفرین خدای کافرینش به فضل اوست به پای واندگر فصل خطبه نبوی کین کهن سکه زو گرفت نوی فصل دیگر دعای شاه جهان کان دعا در برآورد ز دهان فصل آخر نصیحت آموزی پادشه را...
-
بخش ۴ - سبب نظم کتاب
چهارشنبه 13 خردادماه سال 1394 18:54
چون اشارت رسید پنهانی از سرا پرده سلیمانی پر گرفتم چو مرغ بال گشای تا کنم بر در سلیمان جای در اشارت چنان نمود برید که هلالی برآورد از شب عید آنچنان کز حجاب تاریکی کس نبیند در او ز باریکی تا کند صید سحرسازی تو جاودان را خیال بازی تو پلپلی چند را بر آتش ریز غلغلی در فکن به آتش تیز مومی افسرده را در این گرمی نرم گردان ز...
-
بخش ۳ - معراج پیغمبر اکرم
چهارشنبه 13 خردادماه سال 1394 18:52
چون نگنجید در جهان تاجش تخت بر عرش بست معراجش سر بلندیش راز پایه پست جبرئیل آمده براق به دست گفت بر باد نه پی خاکی تا زمینیت گردد افلاکی پاس شب را ز خیل خانه خاص توئی امشب یتاق دار خلاص سرعت برق این براق تراست برنشین کامشب این یتاق تراست چونکه تیر یتاقت آوردم به جنیبت براقت آوردم مهد بر چرخ ران که ماه توئی بر کواکب...
-
بخش ۲ - در نعت پیغمبر اکرم
چهارشنبه 13 خردادماه سال 1394 18:51
نقطه خط اولین پرگار خاتم آخر آفرینش کار نوبر باغ هفت چرخ کهن درهالتاج عقل و تاج سخن کیست جز خواجه مؤید رای احمد مرسل آن رسول خدای شاه پیغمبران به تیغ و به تاج تیغ او شرع و تاج او معراج امی و امهات را مایه فرش را نور و عرش را سایه پنج نوبت زن شریعت پاک چار بالش نه ولایت خاک همه هستی طفیل و او مقصود او محمد رسالتش...
-
بخش ۱ - به نام ایزد بخشاینده
چهارشنبه 13 خردادماه سال 1394 18:50
ای جهان دیده بود خویش از تو هیچ بودی نبوده پیش از تو در بدایت بدایت همه چیز در نهایت نهایت همه چیز ای برآرنده سپهر بلند انجم افروز و انجمن پیوند آفریننده خزاین جود مبدع و آفریدگار وجود سازمند از تو گشته کار همه ای همه و آفریدگار همه هستی و نیست مثل و مانندت عاقلان جز چنین ندانندت روشنی پیش اهل بینائی نه به صورت به...
-
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲
چهارشنبه 13 خردادماه سال 1394 18:05
کار تو داری صنما قدر تو باری صنما ما همه پابسته تو شیر شکاری صنما دلبر بیکینه ما شمع دل سینه ما در دو جهان در دو سرا کار تو داری صنما ذره به ذره بر تو سجده کنان بر در تو چاکر و یاری گر تو آه چه یاری صنما هر نفسی تشنه ترم بسته جوع البقرم گفت که دریا بخوری گفتم کری صنما هر کی ز تو نیست جدا هیچ نمیرد به خدا آنگه اگر مرگ...
-
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱
چهارشنبه 13 خردادماه سال 1394 18:05
شمع جهان دوش نبد نور تو در حلقه ما راست بگو شمع رخت دوش کجا بود کجا سوی دل ما بنگر کز هوس دیدن تو دولت آن جا که در او حسن تو بگشاد قبا دوش به هر جا که بدی دانم کامروز ز غم گشته بود همچو دلم مسجد لا حول و لا دوش همیگشتم من تا به سحر ناله کنان بدرک بالصبح بدا هیج نومیو نفی سایه نوری تو و ما جمله جهان سایه تو نور کی...
-
اس ام اس نیمه شعبان به همراه کارت پستال و مولودی شاد
چهارشنبه 13 خردادماه سال 1394 15:32
اس ام اس نیمه شعبان به همراه کارت پستال و مولودی شاد در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند ..... ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * به امید روزی که متن تمام اس ام اس ها یک جمله باشد و آن : مهدی آمد * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * سر راهت در انتظارم ..... برده...
-
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰
سهشنبه 12 خردادماه سال 1394 13:42
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰ مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا مهمان صاحب دولتم که دولتش پاینده با بر خوان شیران یک شبی بوزینهای همراه شد استیزه رو گر نیستی او از کج … مهمان شاهم هر شبی بر خوان احسان و وفا مهمان صاحب دولتم که دولتش پاینده با بر خوان شیران یک شبی بوزینهای همراه شد استیزه رو گر نیستی...
-
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹
سهشنبه 12 خردادماه سال 1394 13:41
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹ من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا آن جام جان افزای را برریز بر جان ساقیا بر دست من نه جام جان ای دستگیر عاشقان دور از لب بیگانگان پیش آر پ … من از کجا پند از کجا باده بگردان ساقیا آن جام جان افزای را برریز بر جان ساقیا بر دست من نه جام جان ای دستگیر عاشقان دور از لب...
-
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸
سهشنبه 12 خردادماه سال 1394 13:41
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸ جز وی چه باشد کز اجل اندررباید کل ما صد جان برافشانم بر او گویم هنییا مرحبا رقصان سوی گردون شوم زان جا سوی بیچون شوم صبر و قرارم بردهای ای … جز وی چه باشد کز اجل اندررباید کل ما صد جان برافشانم بر او گویم هنییا مرحبا رقصان سوی گردون شوم زان جا سوی بیچون شوم صبر و قرارم...
-
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷
سهشنبه 12 خردادماه سال 1394 13:40
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷ بنشستهام من بر درت تا بوک برجوشد وفا باشد که بگشایی دری گویی که برخیز اندرآ غرقست جانم بر درت در بوی مشک و عنبرت ای صد هزاران مرحمت بر روی خو … بنشستهام من بر درت تا بوک برجوشد وفا باشد که بگشایی دری گویی که برخیز اندرآ غرقست جانم بر درت در بوی مشک و عنبرت ای صد هزاران مرحمت...
-
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶
سهشنبه 12 خردادماه سال 1394 13:39
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶ بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما زیرا نمیدانی شدن همرنگ ما همرنگ ما از حملههای جند او وز زخمهای تند او سالم نماند یک رگت بر چنگ ما بر چ … بگریز ای میر اجل از ننگ ما از ننگ ما زیرا نمیدانی شدن همرنگ ما همرنگ ما از حملههای جند او وز زخمهای تند او سالم نماند یک رگت بر...
-
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵
سهشنبه 12 خردادماه سال 1394 13:38
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵ آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا آن رنگ بین وان هنگ بین وان ماه بدر اندر قبا از سرو گویم یا چمن از لاله گویم یا سمن از شمع گویم یا ل … آن شکل بین وان شیوه بین وان قد و خد و دست و پا آن رنگ بین وان هنگ بین وان ماه بدر اندر قبا از سرو گویم یا چمن از لاله گویم یا...
-
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴
سهشنبه 12 خردادماه سال 1394 13:38
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴ ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما جوشی بنه در شور ما تا می شود ان … ای یوسف خوش نام ما خوش میروی بر بام ما ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما جوشی بنه در شور...
-
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳
سهشنبه 12 خردادماه سال 1394 13:37
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳ ای دل چه اندیشیدهای در عذر آن تقصیرها زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم زان سوی او چندان ن … ای دل چه اندیشیدهای در عذر آن تقصیرها زان سوی او چندان وفا زین سوی تو چندین جفا زان سوی او چندان کرم زین سو خلاف و بیش و کم زان...
-
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲
سهشنبه 12 خردادماه سال 1394 13:36
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲ ای طایران قدس را عشقت فزوده بالها در حلقه سودای تو روحانیان را حالها در لا احب افلین پاکی ز صورتها یقین در دیدههای غیب بین هر دم ز تو تم … ای طایران قدس را عشقت فزوده بالها در حلقه سودای تو روحانیان را حالها در لا احب افلین پاکی ز صورتها یقین در دیدههای غیب بین هر دم ز...
-
مولوی-دیوان شمس- غزلیات شماره 1
سهشنبه 12 خردادماه سال 1394 13:35
مولوی » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱ ای رستخیز ناگهان وی رحمت بیمنتها ای آتشی افروخته در بیشه اندیشهها امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدی بر مستمندان آمدی چون بخشش و فضل خدا … مولوی » دیوان شمس » غزلیات ای رستخیز ناگهان وی رحمت بیمنتها ای آتشی افروخته در بیشه اندیشهها امروز خندان آمدی مفتاح زندان آمدی بر...
-
دانلود آهنگ های معروف شادمهر عقیلی بصورت تکی
دوشنبه 11 خردادماه سال 1394 17:22
Shadmehr Aghili & Ebi - Ye Dokhtar .mp3 4.8 MB Shadmehr Aghili - Amon Az To (Kawoos Hosseini Remix).mp3 7.3 MB Shadmehr Aghili - Che Khabhayi (Mehran Abbasi Remix).mp3 9.8 MB Shadmehr Aghili - Gomet Kardam.mp3 9.3 MB Shadmehr Aghili - Halam Avaz Mishe (Remix By Dj Amer).mp3 9.2 MB Shadmehr Aghili - Halam Avaz Misheh...