| ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
| 1 | 2 | 3 | 4 | 5 | ||
| 6 | 7 | 8 | 9 | 10 | 11 | 12 |
| 13 | 14 | 15 | 16 | 17 | 18 | 19 |
| 20 | 21 | 22 | 23 | 24 | 25 | 26 |
| 27 | 28 | 29 | 30 |

خواب دیدم که تو رفتی و دلم تنها شد
حاصل آتش عشق من و تو سرما شد
من پریشان و دل افسرده پی ات میگردم
همه ذرات دل من ای کاش شد
به کدامین گنه امروز مرا سوزاندی؟؟
که عذاب دل من بیکسی فردا شد
آرزوهای قشنگ من و تو پوسیدند
حیف از این عشق که بازیچه این دنیاشد...
آسودگی از محن ندارد مادر...
آسایش جان و تن ندارد مادر...
دارد غم و اندوه جگر گوشه خویش...
ورنه غم خویشتن ندارد مادر...

عشق مسری است...
عشق دردی مسری است،آری،سرایت میکند
خوب و شیرین است و گاهی هم جنایت میکند
دلخوشم از اینکه در این گیر و دار زندگی
یک نفر پیدا شده از من حمایت میکند
روز و شب در فکر تو بودن مرا دیوانه کرد
مادرم از حال و روز من شکایت میکند
این برای هر دوتامان اتفاقی جالب است
عشق ما را سوی یکدیگر هدایت میکند
نه! نمیخواهد تو جانت را فدای من کنی
عاشم هستی و می دانم.....کفایت میکند

به من می گفت: انقدر دوستت دارم که اگر بگویی بمیر، میمیرم. باورم
نمی شد. فقط یک امتحان ساده به او گفتم بمیر. سال هاست در
تنهایی پژمرده ام. کاش امتحانش نمی کردم...

بعضــی شب هـا حـال عجیبــی دارم...

اگر می دانستی چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش می کردی
تمامی ذرات وجودت عشق را فریاد می کرد...
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم چشمهایم را می شستی
واشکهایم را با دستان عاشقت بر باد می دادی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من بر سکوت نگاه تو
رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم
ای کاش می دانستی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی شکستی
گرچه خانه ی شیطان شایسته ی ویرانی است
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم لحظه ای مرا نمی آزردی
که این غریبه ی تنها"جز نگاه معصومت پنجره ای
و جز عشقت بهانه ای برای زیستن ندارد
ای کاش می دانستی
اگر می دانستی چقدر دوستت دارم همه چیز را فدایم می کردی
همه آن چیزها که یک عمر برایش زحمت کشیده ای
و سال ها برایش گریسته ای
اگرمی دانستی که چقدر دوستت دارم
همه آن چیزها که یک در بندت کشیده رها می کردی
غرورت را.......قلبت را......حرفت را
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم
دوستم می داشتی
همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد
کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم
و مرا از این عذاب رها می کردی
ای کاش تمام اینها را می دانستی

موضوع انشاء:خوشبختی
----------------------- به نام خدا -----------------------
خوشبختی یعنی قلب پدرت بتپد............
----------------------- پایان -----------------------

