ایران جستجو

هر چی بخوای اینجا پیدا میشه!

ایران جستجو

هر چی بخوای اینجا پیدا میشه!

خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱


 

برخیز و بیا بتا برای دل ما

حل کن به جمال خویشتن مشکل ما

یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم

زان پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما

 …

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ 25 تا 30

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۵

 

دو چشمم درد چشمانت بچیناد

مبو روجی که چشمم ته مبیناد

شنیدم رفتی و یاری گرفتی

اگر گوشم شنید چشمم مبیناد

 …



باباطاهر
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۶

 

دلم بی وصل ته شادی مبیناد

زدرد و محنت آزادی مبیناد

خراب آباد دل بی مقدم تو

الهی هرگز آبادی مبیناد

 …



باباطاهر
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۷

 

بیته یارب به بستان گل مرویاد

وگر روید کسش هرگز مبویاد

بیته هر گل به خنده لب گشاید

رخش از خون دل هرگز مشویاد

 …



باباطاهر
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۸

 

یکی درد و یکی درمان پسندد

یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران

پسندم آنچه را جانان پسندد

 …



باباطاهر
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۹

 

الهی گردن گردون شود خرد

که فرزندان آدم را همه برد

یکی ناگه که زنده شد فلانی

همه گویند فلان ابن فلان مرد

 …



باباطاهر
 

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۰

 

نهالی کن سر از باغی برآرد

ببارش هر کسی دستی برآرد

برآرد باغبان از بیخ و از بن

اگر بر جای میوه گوهر آرد

 …



باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۵


دو چشمم درد چشمانت بچیناد

مبو روجی که چشمم ته مبیناد

شنیدم رفتی و یاری گرفتی

اگر گوشم شنید چشمم مبیناد

 …

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۴



 

گیج و ویجم که کافر گیج میراد

چنان گیجم که کافر هم موی ناد

بر این آئین که مو را جان و دل داد

شمع و پروانه را پرویج میداد

 …

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۳


 

زدست دیده و دل هر دو فریاد  ***   که هر چه دیده بیند دل کند یاد 

بسازم خنجری نیشش ز فولاد   ***    زنم بر دیده تا دل گردد آزاد   







باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۲

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۲

 

اگر زرین کلاهی عاقبت هیچ

اگر خود پادشاهی عاقبت هیچ

اگر ملک سلیمانت ببخشند

در آخر خاک راهی عاقبت هیچ

 …

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۱

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۱

 

ته که می‌شی بمو چاره بیاموج

که این تاریک شوانرا چون کرم روج

کهی واجم که کی این روج آیو

کهی واجم که هرگز وا نه‌ای روج

 …



باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۰


باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۲۰

 

من آن رندم که گیرم از شهان باج

بپوشم جوشن و بر سر نهم تاج

فرو ناید سر مردان به نامرد

اگر دارم کشند مانند حلاج

 …

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۹

باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۱۹

 

عزیزا کاسهٔ چشمم سرایت

میان هردو چشمم جای پایت

از آن ترسم که غافل پا نهی تو

نشنید خار مژگانم بپایت

 …


غزل شمارهٔ ۱۰۵


 

چو او باشد دل دلسوز ما را

چه باشد شب چه باشد روز ما را

که خورشید ار فروشد ار برآمد

بس است این جان جان افروز ما را

تو مادرمرده را شیون میاموز

که استادست عشق آموز ما را

مدوزان خرقه ما را مدران

نشاید شیخ خرقه دوز ما را

همه کس بر عدو پیروز خواهد

جمال آن عدو پیروز ما را

همه کس بخت گنج اندوز جوید

ولیکن عشق رنج اندوز ما را